|
سید علی ضیا افتخار ایران زمین | ||
|
سلام my friends امروز مي خوام عكس هاي 27 فروردين سال 91 رو از علي ضيا در گروه واليبال هنر مندان بزارم الان علي ضيا يه جوري شده نمي دونم شايد من اينجوري حس مي كنم ولي به نظرم ناراحته مو هاشو با سيبيلاش اصلا بهش نمي ياد ولي فك كنم عينكو دو سه روز زد وكنار گذاشت
[ پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391 ] [ 16:54 ] [ jojoli ]
سلام اين هم عكسهاي خوشا شيراز
در ۲۵ سال ۹۱وهفته ي قبلش
[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 9:37 ] [ jojoli ]
سلاملكوم شيرازي ها تصميم بر حذف علي ضيا از خوشا شيرازگرفتندولي اونا نمي دونن كه اگه علي ضيا نباشه كسي برنامه شون رو نيگا نمي كنه پس علي ضيا الان به كمك من وشما ها احتياج دار ه ما بايد دست به دست هم دهيم تا مجري عزيزمون رو حذف نكنن حرف هاي من براي عوامل خوشا شيراز: به خدا اين رسمش نيست كه شماها مي خواين علي ضيا رو حذف كنين اگه كهكشان راه شيري رو هم بگرديد نمي تونيد مجري مثل علي ضيا پيدا كنين با اين كارتون دل استاد علي ضيا رو مي شكونين در زندگي هيچوقت دلي رو نشكنيد چون صدا ندارد
هوادار هاي عزيزمن شماره ي پيامك وروابط عمومي شيراز رو گذاشتممي خوام بتر كونين ها تنها سلاح ما براي دفاع از مجري خوبمون همين پيامك ها وزنگ هاي كه ميزنيمه
شماره ي پيامك:30007112
روابط عمومي:07116282228
واينهم عكس علي ضيا در كيش
[ چهارشنبه سی ام فروردین 1391 ] [ 9:31 ] [ jojoli ]
سلام هوارادان علي ضيا
امروز مي خوام شعر جووني رو براتون بزارم
خيلي شعر خوبيه
اين شعر ها ديگه يادگاري شد
يادگاري از سيد علي ضيا
اينو در خوشا شيراز خوندند
كاش نيمروز هيچوقت تموم نمي شد
جوونی
تو انقدر باخودت خوبی من انقدر با تودر گیرم
که حتی لحظه رفتن نفهمیدی دارم میرم
چرا اینجوریه دنیا میون گریه میخندی
چرا این ساعتا کوکند چرا چشماتومیبندی
یه شطرنجی زدم با تو حالا هر جا برم کیشه
چه شانسی داره اون شاهی که مات اسب تو میشه
تو این شب باورت میشه به فکر روز آینده ام
اگه ابری شده دنیات من از ماه تو شرمنده ام
برای اخر قصه ات نه دیوم کن نه غولم کن
جوونی جاهلی داره
همینجوری قبولم کن
[ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 10:28 ] [ jojoli ]
سلاملكوم امروز آقاي ضيا ساعت 7 مهمون بر نامه ي روز از نو روزي از نوبود هي ما كه مدرسه بوديم ونتونستيم ببينيم اما خوش به حال كسايي كه اين بر نامه رو ديدن واقعا خوش به حالشون خيلي دلم تنگيده بود واز قبل هم تنگ شد چي مي شد امروز بعد از ظهري بوديم [ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 18:50 ] [ jojoli ]
بازم اومدم اميد وارم حر ف هام به دلتون بچسبه بچه ها بايد بتر كونيم بايد هر روز وهر روز به روابط عمومي سيما زنگ بزنيم وخواستار حضور آقاي ضيا در بر نامه هاي تلوزيوني باشيم علي ضيا هوادار زياد داره ما خيلي زياديم پس بچه هاي با معرفت هر كي آقاي ضيا رو دوست داره دست به كارشه از امروز شروع كنيد پس يا علي [ یکشنبه بیستم فروردین 1391 ] [ 16:10 ] [ jojoli ]
سلاملکوم
جای تعجب نداره من امروز یه سری از عکس های علی ضیا را در لباس خانگی رو گذاشتم امیدوارم حسابی به دلتون بچسبه
[ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 22:37 ] [ jojoli ]
سلا ملکوم
واقعا بعضی از دختر های بی جنبه هستند دیروز رفتم به یه وبلا گی که نویسنده شون سه تا ژیگول عوضی بود ندوای نمیدونید که شده بودند کابوس علی ضیا اصلا دلم می خواست خفشون کنم می گفتند ما کلا تو عشق ضایع کردن مردمیم دوستداران آقای ضیا ما کم نیستیم می تونیم به اون جور آدما بفهمونیم که علی ضیا آدمی نیست که شما ها می گید واون محتاج مطالب وبلاگ تو ننیست وهوادار زیاد داره [ جمعه هجدهم فروردین 1391 ] [ 21:14 ] [ jojoli ]
خب امروز هم عکس های علی ضیا رو می خوام بزارم
شما ها که موافقید بریم یا علی
[ یکشنبه سیزدهم فروردین 1391 ] [ 14:53 ] [ jojoli ]
سلام دوستان
سال نو بر همه ی شما ها مبارک پس بیایید قهر وکینه وکدورت را برداریم وبه جاش دوستی ومهربانی را جایگزین کنیم من به نوبه ی خودم به علی ضیا تبریک می گم ا مید وارم هر کجا که باشند سلامت باشند سال ۹۱ به همه ی شماها مبارک
[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 12:52 ] [ jojoli ]
توکل به نام اعظمت خیلی ناراحتم هنوز یه روز نشده دلم برای آقای ضیا ونیمروز تنگیده امید وارم هر جا که باشند خوب وخوش وسر حال باشند آقای ضیا خیلی خوب اجرا میکرد اجرا هاش به دل مینشست لطفا در نظر سنجی وبلاگ شر کت کنید یا علی
[ پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 ] [ 15:20 ] [ jojoli ]
به توکل نام اعظمت
بسم الله الرحمن الرحیم سلام به دوستای نیمروزی خودم امروز همونطورکه میدونیدآخرین برنامه ی نیمروز بود برنامه ایی که همگی خیلی دوستش داشتیم ولحظه های نابی روباهاش تجربه کردیم ولذت بردیم ازتماشای اون خندیدیم وگریه کردیم وکلن توی این مدت بانیمروز زندگی کردیم بسیار بسیار ممنونم ازآقای ضیاءوازهمه ی نیمروزیهای عزیز ازآقای ضیاء به خاطر بودنشون باما،به خاطر تمام لحظه های قشنگی که برامون ساختن،به خاطر تمام غصه هایی که پرپر کردن وبه جاش دلمون وشادکردن به خاطر تمام زحمتها ولطف هاشون امیدوارم که خیلی خیلی زود برگردن پیش ما بایه برنامه ی جذاب ودیدنیه دیگه واینکه عزیزانی که نتونستن این مدت نیمروز رو ببینن انشاالله توی سایت موزیک فردا دوستان میذارن واسه دانلود نگرانش نباشید اینم شعری خدا حافظی که آقای ضیاء خوندن امروز: خدا حافظ نگفته گریه کردم تو میخندی جهان کمرنگ میشه خدا حافظ دلا ی نیمروزی دلم خیلی براتون تنگ میشه منو شرمنده ی چشمات کردی که خیلی هم دل وهم درد بودی نشدحرفامو تا آخربگم باز تو میدونی که خیلی مرد بودی مواظب خوبیهاتون باشید یاعلی
[ چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 ] [ 15:14 ] [ jojoli ]
سلاملکوم
اگه تونستید بشناسیدش زیاد به خودتون فشار نیارید خودم می گم این عکس علی ضیاست خیلی فرق کرده نه به نظر من که خیلی فرق کرده الان که فقط با عینکش مشکل دارم اگه اونم برداره خوشمل می شه
بای فقط نظر یادتون نره [ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 20:14 ] [ jojoli ]
سلام بچه ها اینم عکس های نیمروز امروز
ومهمون ها وحید شمسایی -رضا ناصری و ایلخان بودند وخیلی بهشون خوش گذشت مخصوصا برای علی ضیا چه قدر زود دیر می شود نیمروز داره تموم می شه فقط یک قسمتش مونده دلمون برای نیمروز تنگ می شه من به نوبه ی خودم از پکیج نیمروزی ها به خصوص سید علی ضیا تشکر می کنم
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 20:1 ] [ jojoli ]
این هم عکس های از علی ضیا
که خواسته بودند بزارم
واینم عکس شیما جون آبجی علی ضیا وشوهر ایشون علیرضا عصار خواننده ی پاپ کشورمون
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 16:59 ] [ jojoli ]
سلام من ناراحتم شما هم مثل مامی من نگید نا شو بردار راحت می شی
ناراحتم برای این که یکی از مادر مرده های نت شماره ی علی ضیا دادا رو می گم تو فیس بوک پخش کرده حتی یک خانوم ازش خواستگاری کرده وهمه ی فک وفامیلاشون را پیداکرده وگفته که من وعلی ضیا رابطه داریم وگفته که امروز علی ضیا لباس آبی می پوشه از شانس بد علی اون روز لباس آبی پوشیده بود بعد هیچی دیگه همه باور کردند بعد به گفته ی دادا می گه که : من لباس آبی زیاد دارم واز شانس بدم همون روز لباش آبی پوشیده بودم . می گه کدوم هنر مند را دیدین که صفحه ی فیس بوکش فعال باشه خدا لعنت کنه کساایی رو که شماره ی علی ضیا رو توی فیس بوک پخش کردن و آرامششو بهم زدن.علی آقا گفتن تمام کسایی که پشت سر من حرف زدمو میبخشم ولی بمیرمم اونایی که شمارمو گذاشتن فیس بوک نمی بخشم اینم گفتن یه دل نوشته ست مخصوص همون بعضیا:(توی فیس بوک گفتن بخونید) "غم عجیبی در دلم سرازیر است بانو ادمهای که انچه می گویند نیستند و نمیخواند انچه تو هستی باشی ادمهای که با خوبی تو با لبخند تو با احساس تو مشکل دارند ادمهای که تو را دروغ میخواهند فقط غم عجیبی در دلم است روزهای سخت روزهای پر استرس و ادمهای که به همه حق میدهند برای زندگی جز من عجیبند که به خاطر خود سهم زندگی مرا میگیرند بانو چقدر سیاه شده اند چشمهایم چقدر واقعیند دیده ها یم چقدر... بانو روزهای که همه ی جای تو تصمیم میگیرند همه به خاطر تصمیم هایت تو را توبیخ میکنند بی انکه بدانند حق توست تصمیم گرفتن راجع به زندگی خودت بانو غم عجیب شده یا من صبرم کم؟".
واینکه در فیسبوک در مورد ازدواجشون گفتند چند وقت بود که می گفتند علی ضیا رفته خواستگاری وایشون هم اینو نوشتند ودختر های بی جنبه این شایعه را درست کرده بودند اگه یک بار دیگه انگ بزنید به علی ضیا با من طرفید خیلی دلم می خواد جرتون بدم که دیگه فکر این کار هم از سرتون بپره به خدا این چه کاریه !!! به جای این کار ها بشینید درستون رو بخونید
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 16:42 ] [ jojoli ]
سلام دوستان درست یه هفته ی دیگه ۲۹ اسفند تولد منه
پارسال که یادشون نبود ببینم امسال رو چی کار می کنند اون وقت معلمم بادش بود ولی اینا... [ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 20:43 ] [ jojoli ]
سلاملکوم
ناراحتم جوش زدم واز اینکه جوش زدم جوش زدم نمی دونم چی کار کنم از ریخت افتادم حتی با اینکه یه دونست به اندازه ی صد تا ناراحتم می کنه شما بگید من چی کار کنم [ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 20:36 ] [ jojoli ]
خزان که مال ماشد بهار مال شما
صاف وساده بگویم ...سلام حال شما؟ خوب اینم از نیمروز امروز ۲۲ اسفند ومهمان امروز هم آقای مظلومی بودند الی صد سال زنده باشند وتا هزار تا گل به پرسپولیسی ها بزند انشاء ا... به امید آن روز واینم از عکس های امروز نیمروزی الهی کیفور شین امید وارم به دلتون حسابی بچسبه
[ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 15:12 ] [ jojoli ]
سلام دوستای گلم دیوز وقت نکردم آپ کنم وبا عرض معذرت امروز اومدم وعکسهای دیروز را گذاشتم
دیروز مهمان برنامه سید مهدی رحمتی دروازه بان استقلال سرفراز بو چشم پرسپولیسی ها کور بشه الهی که نمی تونن پیشرفت کردن استقلال را ببینند واینم شعر زیبای آخر برنامه ی امروزکه آقای ضیاء خوندن: تواندازه ی من غرورت نریخت نموندی توچنگ بگیروببند سراعتمادت به سنگی نخورد پروبالتو هم چراغت نکند... مواظب خوبیهاتون باشید یاعلی
[ دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390 ] [ 15:4 ] [ jojoli ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||